décrocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.kʁɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe décrocher

فعل

  1. جدا کردن چیزی که آویزان بوده
  2. به دست آوردن چیزی با تلاش
  3. از دست دادن نیروی بالابرنده بال یا بادبان
  4. از دست دادن سریع ارتفاع به دلیل از کار افتادن بال
  5. ترک کردن نظام آموزشی
  6. پاسخ دادن به تلفن
  7. ترک کردن وابستگی به ویژه مواد مخدر
  8. از دست دادن علاقه
  9. عقب‌نشینی نظامی و قطع تماس با دشمن
  10. پایان دادن به نمایشگاهی به ویژه نقاشی

مثال‌ها