moyennement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\mwa.jɛn.mɑ̃\/

قید

  1. به طور متوسط
  2. با در نظر گرفتن حد وسط
  3. به طور معمولی یا ضعیف
  4. به ندرت، یا اصلاً نه

مثال‌ها