moyenner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mwa.je.ne\/

Conjugaison du verbe moyenner

فعل

  1. از طریق واسطه‌گری چیزی فراهم کردن.
  2. با وجود برخی مشکلات راه‌حلی یافتن.
  3. میانگین حساب کردن.
  4. چانه زدن؛ مذاکره کردن.
  5. اغوا کردن.

مثال‌ها