claie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\klɛ\/

اسم

  1. سبد تخت و پهن از ترکه بید.
  2. شبکه چوبی یا فلزی برای حصار، پناه گیاهان یا خشک‌کردن میوه.
  3. تله ماهی.
  4. شاخه‌های پر از خاک برای پوشش سقف در برابر آتش دشمن.
  5. شاخه‌های درهم برای عبور از گل و لای گودال.
  6. کف کاذب چوبی زیر میز کار برای جمع‌آوری ذرات طلا و نقره.
  7. نوعی مانع در دویدن با مانع.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ clayer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ clayer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ clayer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ clayer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ clayer

مثال‌ها