prosome
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pʁo.zɔm\/
اسم
ذره کوچک ریبونوکلئوپروتئینی متصل به mRNA آزاد و مهارشده در سیتوپلاسم.
بخش قدامی بدن عنکبوتیان حاصل از ادغام سر و سینه.
بخش قدامی بدن حشرات، همچنین موسوم به سفالون یا آکرون.
Mots liés
prosopopée
prospect
prospectable
prospecté
prospecter
prospecteur
prospecteur
prospection
prospective
prospective
prospectus
prospère
prospérer
prospérité
prospérités
Prost
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی