papillon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pa.pi.jɔ̃\/

اسم

  1. پروانه
  2. شنای پروانه
  3. روح سبکی که از موضوعی به موضوعی می‌پرد.
  4. چیز بی‌ارزش یا ملاحظه‌ای سطحی.
  5. کاغذ کوچک جداشدنی داخل کتاب یا مجله برای اطلاع‌رسانی یا اصلاح.
  6. برگه جریمه که مأموران زیر برف‌پاک‌کن خودرو می‌گذارند.
  7. دریچه قابل تنظیم در مجرا برای کنترل جریان سیال.
  8. مهره بال‌دار که بدون ابزار سفت می‌شود.
  9. سبک شنا در آب، با حرکات همزمان دست‌ها و پاها.
  10. نوعی سر گاز که شعله‌اش شبیه بال پروانه است.
  11. نماد پروانه در نشان‌های خانوادگی.
  12. کرم پهن بزرگ کبد نشخوارکنندگان.
  13. گره پاپیون.

مثال‌ها