chaîne principale
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʃɛn pʁɛ̃.si.pal\/
اسم
زنجیره خطی که همه زنجیرههای دیگر به آن متصلاند و زنجیرههای جانبی محسوب میشوند.
Mots liés
chaîne pyrotechnique
chaînent
chainer
chaînes
chaînes
chaînetier
chaînette
chaînon
chainsaw
chair
chair
chair à canon
chair à canons
chair de poule
chaire
chairs
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی