lissage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\li.saʒ\/

اسم

  1. عمل صاف کردن یا نتیجه آن
  2. همگن‌سازی پنیر تازه برای به دست آوردن خمیری صاف
  3. تنظیم بازپرداخت وام بر اساس توان مالی وام‌گیرنده
  4. عمل جراحی برای حذف چین و چروک صورت
  5. عملیات در ریسندگی برای حذف چربی و براق کردن پشم
  6. عمل صاف کردن یک اثر یا نتیجه آن
  7. حذف جزئیات خط روی نقشه طبق قاعده‌ای معین
  8. جایگزینی تابع با تابع هموار فاقد ناپیوستگی و زوایای تیز

مثال‌ها