fendre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɑ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe fendre

فعل

  1. شکافتن، دو نیم کردن، در امتداد بریدن
  2. با زور شکافتن و عبور کردن (مثلا شکافتن جمعیت)
  3. ترک خوردن، چاک خوردن، باز شدن
  4. از جیب خود مایه گذاشتن، هزینه را تقبل کردن (عامیانه)

مثال‌ها