fenêtre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\fə.nɛtʁ\/

اسم

  1. پنجره
  2. چوب و شیشه تشکیل‌دهنده پنجره
  3. دو منفذ در دیواره داخلی حفره گوش میانی
  4. مکانی با بهترین جنبه‌های یک رژیم یا نهاد
  5. دوره زمانی مناسب برای پرتاب موفق
  6. فرصت مناسب که تکرار نمی‌شود
  7. عنصر مستطیلی رابط کاربری برای نمایش نرم‌افزار
  8. داده‌های ارسالی بدون تأیید در شبکه
  9. بازشو در صفحه ساعت
  10. قسمت شفاف پاکت برای دیدن آدرس داخل

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ fenêtrer
  2. سوم شخص مفرد حال اخباری فعل fenêtrer
  3. اول شخص مفرد حال التزامی فعل fenêtrer
  4. سوم شخص مفرد حال التزامی فعل fenêtrer
  5. دوم شخص مفرد امر فعل fenêtrer

مثال‌ها