brief
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت
اسم
مجوز عبور کشتی صادرشده توسط گمرک یا دریاداری
Mots liés
brièvement
brièveté
bref
briefer
briefs
brier
brifez
briffe
brigade
brigadier
brigadier
brigand
brigand
brigandage
brigandaient
brigandasse
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی