dicter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dik.te\/

Conjugaison du verbe dicter

فعل

  1. دیکته کردن؛ شمرده خواندن متنی تا دیگری آن را بنویسد
  2. دستور دادن، امر کردن
  3. دیکته کردن به کسی (کنایه از تلقین کردن حرف یا کار به کسی)
  4. تحمیل کردن، مقرر داشتن
  5. دیکته کردن متنی برای نوشته شدن توسط دیگری

مثال‌ها