serré
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · قید · /\se.ʁe\/
صفت
تنگ، چسبان؛ بهسختی فشرده.
بسیار نزدیک به هم، باریک (متراکم / کیپ).
توصیفکننده اسبی که در قسمت جلو یا عقب باریک است (باریکاندام).
سختگیرانه، دقیق (سختگیر / دقیق).
توصیفکننده یک بازی که در آن تلاش میشود خطایی رخ ندهد (بازی محتاطانه).
خسیس، بیپول، صرفهجو، کسی که با اکراه پول خرج میکند (خسیس / دستتنگ).
بادبانی که جمع شده و محکم به دکل بسته شده است (بسته و محکم).
توصیفکننده حرکتی در دریانوردی که تا حد ممکن نزدیک به جهت باد باشد (باد در سینه).
بسته شده (بسته).
قید
با احتیاط؛ چنانکه بهانهای به دستِ کسی ندهد.
مثالها
Un nœud bien serré.
—
گرهای محکم بستهشده.
Un homme serré dans ses souliers.
—
مردی که در کفشهایش تنگ است.
Les lignes sont serrées.
—
خطها فشردهاند.
C’est écrit serré.
—
فشرده نوشته شده است.
Un style serré.
—
سبکی فشرده.
Une logique serrée, un raisonnement serré.
—
منطقی فشرده، استدلالی فشرده.
Mots liés
effet de serre
serre-file
serre-fils
serre-frein
serre-joint
serre-tête
serrée
serrée
serrées
serrées
serrement
serrer
serrer la vis
serrés
serres
serrette
serrure
serrure à bosse
serrurerie
serrurier
sertir
sertis
sertissage
sertissure
sérum
servage
serval
servant
servant
servante
servante
serve
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی