représentante

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.pʁe.zɑ̃.tɑ̃t\/

اسم

  1. نماینده زن، زنی که از طرف کسی وکالت دارد
  2. بازاریاب زن، نماینده فروش (مونث)
  3. نماینده زن مجلس، وکیل زن در مجلس قانون‌گذاری
  4. وارث قانونی زن در انحصار وراثت
  5. قائم‌مقام قانونی زن (از طریق خرید، معاوضه و غیره)
  6. نمونه بارز زنانه از یک گروه یا دسته
  7. مدافع زن یک دکترین، سخنگوی زن یک حزب