driver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\dʁi.ve\/

Conjugaison du verbe driver

فعل

  1. پرسه زدن، ولگردی کردن.

اسم

  1. درایور (نوعی چوب گلف).
  2. گلف‌بازی که درایو می‌کند.
  3. درایور (نرم‌افزار راه‌انداز).
  4. سوارکار ارابه (در مسابقات اسب‌دوانی یورتمه).
  5. راننده (مخصوصاً تاکسی).

مثال‌ها