empattement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.pat.mɑ̃\/

اسم

  1. آنچه به عنوان پایه یا پا عمل می‌کند.
  2. قطعات چوبی یا فلزی پایه جرثقیل.
  3. سنگ‌چینی بیرون‌زده در پایه دیوار.
  4. خطوط نازک انتهای پایه حروف در قلم.
  5. فاصله بین محور جلو و عقب خودرو.
  6. پایه پهن‌شده شاخه یا تنه درخت در محل اتصال.

مثال‌ها