vermillon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\vɛʁ.mi.jɔ̃\/

صفت

  1. وابسته به این رنگ یا دارای آن
  2. قرمز مایل به نارنجی

اسم

  1. سولفید جیوه قرمز به عنوان رنگدانه
  2. رنگ قرمز روشن مایل به نارنجی
  3. شراب قرمز درخشان مایل به نارنجی
  4. مترادف بلوط کرمس
  5. سربازان بریتانیایی به دلیل لباس قرمز

مثال‌ها