olive

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ɔ.liv\/

اسم

  1. زیتون
  2. درخت زیتون
  3. شاخه زیتون
  4. چیزی به شکل زیتون
  5. سر چوب طبل
  6. دکمه بیضی‌شکل برای بستن
  7. نقش تزئینی بیضی‌شکل
  8. دسته در بیضی‌شکل
  9. هسته خاکستری بصل‌النخاع
  10. صدف تک‌لپه‌ای
  11. قرقره دراز توپخانه
  12. رنگ زیتونی مایل به قهوه‌ای

صفت

  1. به رنگ زیتون، میوه درخت زیتون.

مثال‌ها