radio

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ʁa.djo\/

اسم

  1. دستگاهِ فرستنده و گیرندهٔ ارتباطِ رادیویی؛ رادیو
  2. گیرنده امواج رادیویی.
  3. رسانه صوتی بدون تصویر از راه پخش رادیویی.
  4. تلگراف بی‌سیم.
  5. شرکت پخش برنامه‌های رادیویی.
  6. عکس‌برداری با اشعه ایکس.
  7. برق رادیویی.
  8. هدایت رادیویی.

صفت

  1. مرتبط با ارتباطاتِ رادیویی
  2. رادیوتلفنی

مثال‌ها