radioralliement
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʁa.djo.ʁa.li.mɑ̃\/
اسم
ناوبری هواپیما با حرکت مداوم به سوی ایستگاه فرستنده با استفاده از سیگنالهای آن.
Mots liés
ralliement
radioscopie
radioscopie
radiotélégraphie
radiotélégraphie
radiotéléphonie
radiothérapie
radis
radium
radius
radoire
radon
radotage
radoter
radoteur
radoteur
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی