radiographier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.djɔ.ɡʁa.fje\/

Conjugaison du verbe radiographier

فعل

  1. با اشعه ایکس عکس گرفتن.
  2. عمیقاً مطالعه کردن، بررسی کردن.

مثال‌ها