bureau

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\by.ʁo\/

اسم

  1. میزِ تحریر؛ مبلی با کشو و قفسه که کاغذها را در آن می‌گذارند و روی آن می‌نویسند
  2. میزِ کار
  3. دفترِ کار؛ جایی که کارمندان و اهلِ کسب کار می‌کنند
  4. دفتر یا شعبه‌ای که کارمندانش کارِ فکری می‌کنند
  5. (کهنه) پارچهٔ پشمیِ زبر و درشت
  6. (کهنه) باجهٔ فروشِ بلیت؛ امروز به آن گیشه می‌گویند
  7. کارکنانِ یک دفتر؛ مجموعهٔ کارمندانِ آن
  8. اداره؛ نهادِ وابسته به دولت که کارِ عمومی معینی را انجام می‌دهد
  9. کمیته؛ گروهی برگزیده از یک مجمع برای رسیدگی به کاری معین
  10. هیئت‌رئیسه؛ رئیس، نایب‌رئیسان، دبیران و گاه خزانه‌دارِ یک مجمع
  11. میزکار؛ صفحهٔ اصلیِ محیطِ گرافیکیِ رایانه که پنجره‌ها بر آن باز می‌شوند
  12. دفترِ نمایندگیِ یک خبرگزاری، روزنامه یا سازمانِ رادیو و تلویزیون

صفت

  1. قهوه‌ایِ تیره؛ به رنگِ پشمِ زبر

مثال‌ها