buriner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\by.ʁi.ne\/

Conjugaison du verbe buriner

فعل

  1. کار کردن با قلم حکاکی
  2. تراشیدن دندان اسب برای نشان‌دادن سن کمتر
  3. به‌صورت مجازی، نویسنده‌ای نیرومند و عمیق
  4. تعریف گمشده یا نیازمند تکمیل

مثال‌ها