faïence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\fa.jɑ̃s\/

اسم

  1. سفال لعاب‌دار آبی‌رنگ روی زمینه سفید
  2. ظروف و اشیای سفالی
  3. آبی (در مورد عنبیه چشم)

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ faïencer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ faïencer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ faïencer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ faïencer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ faïencer

مثال‌ها