impasser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.pa.se\/

Conjugaison du verbe impasser

فعل

  1. در بریج، ورقی پایین‌تر را بازی کردن به امیدِ آنکه ورقِ بالاترِ آن خال نزدِ حریفی باشد که پیش‌تر بازی کرده است.

مثال‌ها