miter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mi.te\/

Conjugaison du verbe miter

فعل

  1. بید زدن، سوراخ سوراخ شدن (لباس و پارچه).
  2. (در مورد مواد غذایی) خراب شدن، فاسد شدن.
  3. سوراخ‌هایی شبیه بیدخوردگی ایجاد کردن.
  4. (شهرسازی) پراکنده و نامنسجم کردن بافت یک منطقه (مثل بیدخوردگی).
  5. گریه کردن، زار زدن.

مثال‌ها