acter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ak.te\/

Conjugaison du verbe acter

فعل

  1. تصمیم را در سند یا پروتکل ثبت کردن، رسیدگی کردن.
  2. به طور قطعی تصمیم گرفتن و کتبی ثبت کردن.
  3. در نظر گرفتن، متوجه شدن.
  4. نقش بازی کردن در تئاتر یا سینما.

مثال‌ها