dandine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\dɑ̃.din\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ dandiner
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ dandiner
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ dandiner
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ dandiner
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ dandiner

اسم

  1. میله فلزی برای هم زدن شراب هنگام تصفیه.
  2. گونه‌ای از داندینت، روش ماهیگیری با قلاب با حرکت عمودی مکرر طعمه.

مثال‌ها