tronçonné
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\tʁɔ̃.sɔ.ne\/
صفت
قطعهای که چندین بخش خورده و میدان را نشان میدهد اما شکل کلی خود را حفظ کرده
Mots liés
tronçonner
tronçonneuse
trône
trôner
trônes
tronqué
tronquer
trop
trop
trop-plein
trope
trophée
trophique
tropical
tropicale
tropiculture
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی