faire violence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛʁ vjɔ.lɑ̃s\/

فعل

  1. آزادیِ کسی را زیر پا گذاشتن؛ به کسی زور گفتن.
  2. احساسات یا انگیزه‌ها را سرکوب و مهار کردن.
  3. تحمیل معنای اجباری و خلاف روح قانون یا متن
  4. بر خود فشار آوردن تا خود را مهار کند؛ به خود زور آوردن.

مثال‌ها