faisander

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fə.zɑ̃.de\/

Conjugaison du verbe faisander

فعل

  1. کسب بوی خاص با فساد مانند گوشت قرقاول
  2. فریب دادن

مثال‌ها