bibi

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · صفت · ضمیر · /\bi.bi\/

اسم

  1. کلاه کوچک زنانه
  2. بازیچه، شیء کوچک
  3. چاقو
  4. انبر
  5. طعمهٔ ماهیگیری؛ کرمِ بادکنکیِ دریایی.
  6. شیشه شیر

فعل

  1. فروش، معامله، دلالی

صفت

  1. دوحالته (یا bi-mode) و دوجریان (یا bi-courant)

ضمیر

  1. من

مثال‌ها