ortho

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔʁ.to\/

اسم

  1. املا، رسم‌الخط (کوته‌شدهٔ orthographe).
  2. دندان‌پزشکِ ارتودنسی (کوته‌شدهٔ orthodontiste).
  3. گفتاردرمانگر (کوته‌شدهٔ orthophoniste).
  4. احمق، نادان (توهین‌آمیز برای افراد دارای ناتوانی ذهنی)
  5. چشمی اورتوسکوپیک

مثال‌ها