PV
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · سایر
اسم
صورتجلسه
جریمه
صفت
فتوولتائیک
سایر
کد منطقه پلاک Port-Vendres
مثالها
Les PV d’essais doivent être fournis avec le matériel.
—
صورتجلسههای آزمایش باید با تجهیزات ارائه شود.
Je froissai le PV en boule avant de le jeter dans le caniveau.
—
صورتجلسه را مچاله کردم قبل از اینکه آن را در جوی آب بیندازم.
Mots liés
prune
PVC
pygargue
pygargue à queue blanche
pygargue à tête blanche
pygmée
pygmée
pyjama
pyjama partie
pyjama party
pyjamas
pylône
pylore
pylorique
pyorrhée
pyracanthe
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی