coquillard

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔ.ki.jaʁ\/

اسم

  1. گدایی که با صدف تظاهر به زیارت سن‌ژاک می‌کرد
  2. مقعد
  3. چشم
  4. قایق صید صدف با ترال
  5. حلزون

صفت

  1. مرتبط با کمون لا کویی در دوردون
  2. کسی که به صید صدف می‌پردازد
  3. به شکل صدف

مثال‌ها