tricard

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · اسم · /\tʁi.kaʁ\/

صفت

  1. وقتی مخفیانه سیگار می‌کشی خیلی گیر می‌افتی
  2. آنقدر واضح که توجه همه را جلب می‌کنند
  3. وقتی دروغ می‌گوید خیلی واضح است
  4. بیگوسشان را زیر بالش پنهان می‌کنند، نه واضح!

فعل

  1. توجه کردن به چیزی

اسم

  1. مردی که از ورود به مکانی منع شده

مثال‌ها