encroué

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · صفت · /\ɑ̃.kʁu.e\/

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ encrouer

صفت

  1. درختی که تاجش در تاج دیگری درهم‌پیچیده باشد

مثال‌ها