décussation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.ky.sa.sjɔ̃\/

اسم

  1. درهم‌تنیدگی ساختارهای آناتومیکی
  2. تقاطع فیبرهای عصبی در محور نخاعی-مغزی که باعث کنترل بخش‌هایی از بدن توسط نیمکره مخالف مغز می‌شود

مثال‌ها