Libyen
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\li.bjɛ̃\/
اسم
ساکن یا اهل لیبی
مربوط به لیبی باستان یا ساکنان آن (بربرها)
مثالها
« C'est encore des Libyens que les Grecs ont appris à atteler ensemble quatre chevaux ».
—
«این باز هم از لیبیاییها بود که یونانیها آموختند چهار اسب را با هم مهار کنند».
Mots liés
lice
licéité
licence
licencié
licenciée
licenciée
licenciement
licencier
licencieuse
licencieusement
licencieux
lichen
lichen
lichénologue
Licht
licitation
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی