چیزی که منجر به هزینههای کمرشکن و ویرانگر میشود. (چاه ویل)
چیزی که برای عقل غیرقابل درک یا شناخت آن بسیار دشوار است. (معمای پیچیده، راز سر به مهر)
جهنم.
(نشانشناسی) مرکز سپر.
مثالها
Le jeu, les procès sont des abimes. — قمار و دادرسیها چاه ویل هستند.
L’infini est un abime pour l’esprit humain. Le cœur de l’homme est un abime. — نامتناهی برای ذهن انسان معمایی پیچیده است. قلب انسان رازی سر به مهر است.
Les jugements de Dieu sont des abimes. Les abimes de la sagesse, de la miséricorde de Dieu. — داوریهای خدا رازهای سر به مهرند. رازهای حکمت و رحمت خدا.
Les anges rebelles ont été précipités dans l’abime. Le puits de l’abime. — فرشتگان سرکش به جهنم افکنده شدند. چاه جهنم.