turbotière
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\tyʁ.bɔ.tjɛʁ\/
اسم
ظرف لوزیشکل برای پخت ماهی توربو
Mots liés
turbotin
turbulence
turbulence par temps clair
turbulent
turbulent
turbuler
turc
turc
Turcia
turcie
turco
turde
turf
turfiste
turgescence
turgescent
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی