turcie
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\tyʁ.si\/
اسم
خاکریز کنار رودخانه برای جلوگیری از سیل
مثالها
Intendant des turcies et levées.
Les turcies de la Loire.
Mots liés
levée
turco
turde
turf
turfiste
turgescence
turgescent
turgescent
turgide
Turin
turista
turk
Türk
Türkiye
turkmène
turkmène
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی