trémousser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tʁe.mu.se\/

Conjugaison du verbe trémousser

فعل

  1. با حرکتی سریع و نامنظم تکان خوردن.
  2. اقدامات متعدد انجام دادن، برای موفقیت یک امر حرکت زیاد کردن.
  3. بی‌قرار تکان خوردن.
  4. تکان دادن، به هم زدن.

مثال‌ها