transplanter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tʁɑ̃s.plɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe transplanter

فعل

  1. از جا درآوردن و کاشتن دوباره گیاه یا درخت در جایی دیگر
  2. انتقال عضو از دهنده به گیرنده
  3. انتقال افراد یا چیزها از محیطی به محیط دیگر

مثال‌ها