tournoyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tuʁ.nwa.je\/

Conjugaison du verbe tournoyer

فعل

  1. چرخیدن و انجام چندین دور
  2. انجام پی‌درپی چرخش و انحراف
  3. طفره رفتن، جستجوی راه‌های فرعی، مستقیم نرفتن به هدف

مثال‌ها