tournure

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\tuʁ.nyʁ\/

اسم

  1. شیوه بیان یا ارائه مطالب.
  2. چرخش یا دور.
  3. اندام و ظاهر خارجی.
  4. بالشتک زیر لباس زنان برای حجم‌دادن به پشت.
  5. شیوه بیان و ساختار نحوی جمله.
  6. براده‌های مارپیچ فلز هنگام تراشکاری.
  7. پوست میوه یا سبزی هنگام پوست‌کندن.
  8. نحوه پیش‌رفتن امور و نتیجه آن.

مثال‌ها