supplément
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\sy.ple.mɑ̃\/
اسم
چیزی که به چیز دیگری اضافه میشود. (ضمیمه، مکمل، اضافه)
مبلغ اضافی پرداختشده برای بلیت کلاس بالاتر در قطار، تئاتر و غیره. (مابهالتفاوت، هزینه اضافی)
در رستورانهای با قیمت ثابت، غذایی که خارج از منوی اصلی سفارش داده میشود. (سفارش اضافی)
نشریهای که به نشریه دیگری ضمیمه شده است. (پیوست، ویژهنامه)
زاویه مکمل (زاویهای که مجموع آن با زاویه دیگر ۱۸۰ درجه میشود).
مثالها
Supplément de dot.
—
مکمل جهیزیه.
Supplément de solde.
—
مکمل حقوق.
Supplément d’informations.
—
مکمل اطلاعات.
Prendre un supplément, payer un supplément.
—
مکمل گرفتن، مکمل پرداختن.
Le vin est en supplément.
—
شراب اضافی است.
Il a publié un supplément à son ouvrage.
—
مکملی بر اثرش منتشر کرد.
Mots liés
supplémentaire
extra
complément
ajoutage
supplémentées
supplétif
supplétif
suppliant
suppliant
suppliante
supplication
supplications
supplice
supplicié
supplicié
suppliciée
suppliciées
supplicier
suppliciés
supplier
supplique
support
support élastique
supportable
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی