sabotage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\sa.bɔ.taʒ\/

اسم

  1. خرابکاری، کارشکنی
  2. ساخت کفش چوبی (سابو)
  3. صدای تق‌تق کفش چوبی
  4. ایجاد بریدگی در تراورس راه‌آهن (برای نصب ریل)

مثال‌ها