reconstitution

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.kɔ̃s.ti.ty.sjɔ̃\/

اسم

  1. بازسازی، احیا
  2. بازسازی صحنه (جرم یا حادثه تاریخی)
  3. تجدید وام/بدهی (در حقوق مالی)

مثال‌ها