ramener

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.mə.ne\/

Conjugaison du verbe ramener

فعل

  1. باز آوردن؛ دوباره آوردن
  2. بازگرداندن؛ کس یا چیزی را به جای نخستش برگرداندن
  3. با خود آوردن؛ چیزی را از جایی آوردن
  4. (نظامی) عقب رانده شدن؛ بازگشتِ یک یکان به نقطهٔ آغاز پس از حملهٔ ناکام
  5. باز آوردن؛ سببِ بازگشتِ چیزی شدن
  6. فروکاستن؛ تقلیل دادن
  7. از نو زنده کردن؛ بازگرداندنِ چیزی که رفته بود
  8. به جلو یا به روی چیزی کشیدن؛ آنچه عقب یا زیر است را پیش آوردن
  9. همه چیز را به خود بازگرداندن و به خود ربط دادن

مثال‌ها